تبليغاتX

اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً

السلام علیک یا اباعبدالله و علی الارواح التی حلت بفنائک علیک منی سلام الله ابدا ما بقیت و بقی اللیل و النهار و لا جعله الله آخر العهد منی لزیارتکم السلام علی الحسین و علی علی بن الحسین و علی اولاد الحسین و علی اصحاب الحسین

یا یوسف زهرا نظری هم بما بنما

یا یوسف زهرا نظری هم بما بنما
یا یوسف زهرا نظری هم بما بنما
ای در تو مقصد و مقصود ما

 

ای در تو مقصد و مقصود ما            وی رخ تو شاهد و مشهود ما

نقد غمت مایه هر شادئی                 بندگیت به ز هر آزادئی

یار شو ای مونس غمخوارگان         چاره کن ای چاره بیچارگان

در گذر از جرم که خواهنده ام           چاره من کن که پناهنده ام

چاره من ساز که بی یاورم              گر تو برانی بکه رو آورم

دارم از لطف ازل منظر فردوس طمع

                                    گر چه در بانی میخانه فراوان کرده ام

سایه ای بر دل ریشم فکن ای گنج مراد

                                    که من اینخانه بسودای تو ویران کردم

+پنجشنبه بیست و پنجم مرداد 1386 سـاعت 11:55 به قلـم: زی زی
مبعث پیامبر

در روزبیست و هفتم ماه رجب که با روز نوروز مطابق بود ،حضرت محمدبن عبدالله در سن چهل سالگی به رسالت مبعوث  شد.

به روایت امام حسن عسگری چون چهل سال از سن آن حضرت گذشت.حق تعالی دل او را بهترین دلها و خاشعتر،مطیعتر و بزرگتر از همه دلها یافت.پس دیده ی آن حضرت را نور دیگر داد  و امر فرمود که درهای آسمان را گشودند و فوج فوج از ملائکه به زمین می آمدند. آن حضرت نظر میکرد و ایشانرا میدید.خداوند رحمت خود را از ساق عرش تا سر آن حضرت متصل گردانید. پس جبرئیل فرود آمد. و اطراف آسمان و زمین را فرو گرفت. بازوی آن حضرت را حرکت داد و گفت:"یا محمد بخوان." فرمود:"چه چیز بخوانم" گفت:"اقرا باسم ربک الذی خلق، خلق الانسان من علق." پس وحی های خدا را به او رسانید.

 به روایت دیگر،پس دوباره جبرئیل با هفتاد هزار ملک، و میکائیل با هفتاد هزار ملک نازل شدند. و کرسی عزت و کرامت برای آن حضرت آوردند. و تاج نبوت بر سر آن سلطان سریر رسالت گذاشتند. لوای حمد را به دستش دادند و گفتند:"بر این کرسی بالا رو‍! و خداوند خود را حمد کن" به روایت دیگر آن کرسی از یاقوت سرخ بود. و پایه ای از آن از زبر جد بود. و پایه ای از مروارید. پس چون ملائکه بالا رفتند و آن حضرت از کوه حرا به زیر امد انوار جلال او را گرفته بود که هیچ کس را یارا ی آن نبود که به آن حضرت نظر کند.و بر هر درخت گیاه و سنگ که میگذاشت آن حضرت را سجده میکردند و به زبان فصیح میگفتند:"السلام علیک یا نبی الله السلام علیک یا رسول الله."  چون داخل خانه خدیجه شد از شعاع خورشید جمالش خانه منور شد. خدیجه گفت:"یا محمد این چه نور است که در تو مشاهده میکنم؟"  فرمود که این نور پیامبریست. بگو:" لا اله الا الله  محمد رسول الله." خدیجه گفت:" سالهاست من پیغمبری تو را میدانم."پس شهادت گفت و به آن حضرت ایمان آورد. پس حضرت فرمود:" ای خدیجه من سرمایی در خود می یابم. جامه ای بر من بپوشان." چون خوابید از جانب حق تعالی ندا به او رسید:"‌یا ایها المدثرقم فانذر و ربک فکبر."

"ای جامه بر خود پیچیده بر خیز. پس بترسان مردم را از عذاب خدا. و پروردگار خود را پس تکبیر بگو و به بزرگی یاد کن."

پس حضرت بر خاست و انگشت در گوش خود گذاشت و فرمود" الله اکبر الله اکبر" پس صدای آن حضرت به هر موجودی رسید پس همه با او موافقت کردند.

 

+یکشنبه بیست و یکم مرداد 1386 سـاعت 12:31 به قلـم: زی زی
حضرت علی (ع) از نظر استاد شهید مطهری

حضرت علی علیه السلام می فرمایند:"از پیامبر خدا صلی الله علیه شنیدم که : هیچ امتی به مقام قداست و طهارت نمیرسد مگر قبلا به این مرحله رسیده باشد که ضعیف در مقابل قوی بایستد وحق خود را مطالبه کند بدون اینکه لکنت زبان پیدا کند."

نهج البلاغه نامه53

-------------------------------------------------------------

شخصی غیر مسلمان شبی نزد امیر المومنین علی علیه السلام آمد وعرض کرد : یا علی! خدا کجاست؟

حضرت علی (ع) فرمود : هیزم بیاورید و آتش بزنید.

تا آتش زدند همه جا روشن شد. حضرت فرمود:این نور کجاست؟ در کجای اینجاست؟

گفت :همه جا.

فرمود:این نور مخلوقی ازمخلوقات خداست , تو نمیتوانی بگویی کجاست, می گویی تا هر جا روشن کرده همه جا هست ؛ خدا هم همه جا هست تا هر جا که روشن کرده و هر جا که هست او روشن کرده و جا هم جایی است که او روشن کرده و ماورا ندارد.

روایتی از توحید صدوق

-------------------------------------------------------------

مردی از اصحاب امیرالمومنین علیه السلام در جریان جنگ جمل سخت در تردید افتاده بود . در یک طرف حضرت علی(ع) و پیروانش را می دید ودر طرف دیگرهمسر پیامبر - عایشه - را می دید که قرآن در مورد زوجات پیامبر می فرماید :"همسران او مادران امتند" - سوره احزاب آیه 6 - ودر رکاب عایشه , طلحه را که از پیشتازان اسلام و تیر انداز ماهر میدانهای جنگ اسلام بود و حتی خوش سابقه تر از او زبیر را که در روز سقیفه از متحصنین در خانه علی بود را می دید .

این مرد در حیرتی عجیب افتاده بود که یعنی چه ؟! علی و طلحه و زبیر که از پیشتازان اسلام و فداکارسخت ترین دژهای اسلامند اکنون رو در رو قرار گرفته اند ؟ کدامیک به حق نزدیکترند؟ در این گیر و دارچه باید کرد؟

به هر حال این مرد محضر امیرالمومنین شرفیاب شد وگفت :آیا ممکن است طلحه و زبیر و عایشه بر باطل اجتماع کنند ؟شخصیت هایی مانند آنان از بزرگان صحابه رسول الله چگونه اشتباه میکنند و راه باطل را می پیمایند آیا این ممکن است؟

حضرت علی علیه اسلام فرمودند:حقیقت بر تو اشتباه شده . حق و باطل را با میزان قدر و شخصیت افراد نمی توان شناخت.این صحیح نیست که تو اول شخصیت هایی را مقیاس قرار دهی و بعد حق و باطل را با این مقیاس ها بسنجی .اشخاص نباید مقیاس حق و باطل قرار بگیرند , این حق وباطل است که باید مقیاس اشخاص و شخصیت آنها بشود.

------------------------------------------------------------

حضرت علی (ع) در سایه دیوار کجی نشسته بود از آنجا حرکت کرد و در زیر سایه دیوار دیگری نشست . به آن حضرت گفته شد از قضای الهی فرار می کنی؟

فرمودند: از قضای الهی به قدر الهی پناه میبرم .

یعنی اگر بنشینم و دیوار بر سرم خراب شود قضا و قدر الهی است- به واسطه رابطه علت و معلولی - و اگر خود را به کناری بکشانم از خطر مصون می مانم و این نیز از قضا و قدر الهی است کما اینکه ممکن است در همان حال در یک جریان دیگر از علل و معلول خطری دیگر متوجه ام گردد که آن نیز قضا و قدر الهی است.

توحید صدوق

------------------------------------------------------------

حضرت علی علیه السلام می فرمایند: نیازمند هر کس میخواهی باش؛ اما بدان اگر نیازمند کسی شدی تو برده او هستی . بی نیاز باش از هر که دلت می خواهد , پس مثل او هستی . نیکی کن به هر که دلت میخواهد, تو امید او هستی .

------------------------------------------------------------

حضرت علی علیه السلام می فرمایند : مردم در این دنیا 2 دسته اند ؛ بعضی می آیند خودشان را می فروشند , برده می کنند و می روند. بعضی دیگر می آیند خودشان را می خرند , آزاد می کنند و می روند .

 

+سه شنبه دوم مرداد 1386 سـاعت 21:38 به قلـم: زی زی

هدیه به ساحت مقدس حضرت زهرا سلام الله علیها

.:: nasima_jm@yahoo.com ::.


.. اللهم صل علي محمدوال محمد وعجل فرجهم ..

گل نرگس فداي رنگ و بويت