تبليغاتX
اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً

السلام علیک یا اباعبدالله و علی الارواح التی حلت بفنائک علیک منی سلام الله ابدا ما بقیت و بقی اللیل و النهار و لا جعله الله آخر العهد منی لزیارتکم السلام علی الحسین و علی علی بن الحسین و علی اولاد الحسین و علی اصحاب الحسین

براي اعتراض به توهين خيلج فارس بر روي لوگوي سمت راست بالاي صفحه كليك و امضاء كنيد یا یوسف زهرا نظری هم بما بنما

یا یوسف زهرا نظری هم بما بنما
یا یوسف زهرا نظری هم بما بنما
نیمه شعبان
مژده ای دل که مسیحا نفسی میآید

 

که از انفاس خوشش بوی کسی میآید

 

سالروز تولد منجی عالم بشریت آمد و چشم انتظاران

ظهورش همچنان چشم انتظارند تا چشمان خود را به

جمال مولایشان منور گردانند .

مولا جان تولدت مبارک

+شنبه بیست و ششم مرداد 1387 سـاعت 9:54 به قلـم: زی زی
قسمت اول

سيماي پرهيز كاران از نگاه  اميرالمومنين علي (عليه السلام)

 

پس از ستايش پروردگار ! همانا خداوند سبحان پديده ها  را در حالي آفريد كه از اطاعتشان بي نياز ؛  و از نافرماني آنان در امان بود  ؛ زيرا نه معصيت گناهكاران به خدا زياني مي رسانَد و نه اطاعت مومنان براي او سودي دارد  ؛ روزي بندگان را تقسيم ؛ و هر كدام را در جايگاه خويش قرار داد .

 

امًا پرهيزكاران ! در دنيا داراي فضيلت هاي برترند ؛ سخنانشان راست ؛ پوشش آنان ميانه روي ؛ و راه رفتنشان با تواضح و فروتني است ؛ چشمان خود را بر آنچه خدا حرام كرده مي پوشانند ؛ و گوش هاي خود را وقف دانش سودمند كرده اند ؛ و در روزگار سختي و گشايش ؛ حالشان يكسان است ؛ و اگر نبود مرگي كه خدا بر آنان مقًدر فرموده ؛ روح آنان حتي به اندازه بر هم زدن چشم ؛ در بدن ها قرار نمي گرفت ؛ از شوق ديدار بهشت ؛ و از عذاب جهنًم .

 

خدا در جانشان بزرگ و ديگران كوچك مقدارند ؛ بهشت براي آنان چنان است كه گويي آن را ديده و در نعمتهاي ان بسر مي برند ؛ و جهنم را چنان باور دارند كه گويي آن را ديده و در عذابش گرفتارند .

 

دلهاي پرهيزكاران اندوهگين ؛ و مردم از آزارشان در اماٌن ؛ تن هايشان لاغر ؛ و درخواستهايشان اندك ؛ و نفسشان عفيف و دامنشان پاك است .

 

در روزگار كوتاه دنيا صبر كرده تا آسايش جاودانه قيامت را به دست آورند : تجارتي پر سود كه پروردگارشان فراهم فرموده ؛ دنيا ميخواست آنها را بفريبد امًا عزم دنيانكردند ؛ مي خواست آنها را اسير خود گرداند كه با فدا كردن جان ؛ خود را آزاد ساختند .

+شنبه نوزدهم مرداد 1387 سـاعت 16:43 به قلـم: زی زی
20 جمادی الثانی روز زن
اللهم صل الله محمد و ال محمد

 

فرا رسیدن سالروز ولادت دخت نبی اکرم بزرگ بانوی اسلام حضرت فاطمه

 الزهرا (س) را به پیشگاه ساحت  مقدس آقا امام زمان  و تمامی عاشقان

 آنحضرت و زنان مسلمان جهان تبریک عرض مینمایم

 

راستی اینو داشت یادم میرفت بگما

فردا همزمان با سالروز ولادت دخت نبی اکرم

سالروز ولادت بزرگ مرد تاریخ رهبر انقلاب ایران و جهان

آیت الله العظمی امام خمینی نیز میباشد و این روز را به خانواده محترم ایشان

و تمامی ایرانیان و آزاد مردان جهان تبریک میگویم

روز زن بر تمامي زنان مسلمان مباركباد

روز زن مباركباد

 

اللهم صل الله محمد و ال محمد

امشب شب ميلاد کوثر است امشب مصداق انا اعطيناک الکوثر زمين را با نورش منور ميکند امشب نور زهرا اسمانها و زمين را منور ميکند پس نثار روح مطهر زهراي مرضيه (س)همه با هم امشب و فردا که روز مولدشان است اجماعا صلوات . اللهم صل علي محمد و ال محمد و عجل فرجهم و العن اعدائهم

+دوشنبه سوم تیر 1387 سـاعت 16:15 به قلـم: زی زی
من از تو مي نويسم

من از تو مي نويسم

تورا مرور مي كنم ، در امتداد سال ها

بيا كه باورم شود تويي در اين خيال ها

براي بغض هاي من ستاره گريه مي كند

و من چقدر عاشقم به آبي زلال ها

من از تو مي نويسم و قلم كه ناله مي كند

به انتظار مي رود مجال شرح حال ها

نشسته زخم روزگار روي شانه هاي من

و دل چه زود مي شود همايش ملال ها

كمي نگاه مي كنم به پت پت نگاه تو

اگر كه چشم هاي تو پر است از سؤال ها

كنار رودخانه اي پر از دعاي نسترن

دوباره آه مي شوم من از عبور بال ها

 

 

+یکشنبه پنجم خرداد 1387 سـاعت 15:14 به قلـم: زی زی
کاش بودی تا دلم تنهانبود

 

کاش بودی تا دلم تنهانبود

تا اسیر قصه ی فردا نبود

کاش بودی تا برای قلب من

زندگی اینگونه بی معنا نبود

کاش بودی تا لبان سرد من

قصه گوی قصه ی غم ها نبود

کاش بودی تا نگاه خسته ام

بی خبر از موج و از دریا نبود

کاش بودی تا زمستان دلم

این چنین پر سوز و پر سرما نبود

+یکشنبه هجدهم فروردین 1387 سـاعت 17:36 به قلـم: زی زی
تاج گذاری امام زمان
    لب باز نمود بلبل و گل خنديد /

                    ايام عزا رفت و كنون آمد عيد /

                                      بنهاد به سر تاج ولايت مهدی/                                                      

                                                   تا كور شود هر آن كه نتواند ديد/

+سه شنبه بیست و هشتم اسفند 1386 سـاعت 22:6 به قلـم: زی زی
خواب دیدم

                 خواب ديدم . خواب اينكه مرده ام

خواب ديدم . خسته و افسرده ام

روي من . خروارها از خاك بود

واي . قبر من چه وحشتناك بود

تا ميان گور رفتم دل گرفت

قبر كن . سنگ لحد را گل گرفت

بالش زير سرم از سنگ بود

غرق وحشت ،سوت و كور و تنگ بود

ناله مي كردم .  وليكن بي جواب

تشنه بودم . تشنه يك جرعه ناب

خسته بودم . هيچ كس يارم نشد

زان ميان . يك تن خريدارم نشد

هر كه آمد پيش ،حرفي راند و رفت

سوره ي حمدي برايم خواند و رفت

نه شفيقي ،نه رفيقي ،نه كسي

ترس بود و وحشت و دلواپسي

آمدند از راه در نزدم ملك

تيره شد در پيش چشمانم فلك

يك ملك گفت :بگو نام تو چيست ؟

آن يكي فرياد زد :رب تو كيست ؟

اي گنهكار سيه دل ،بسته پر !

نام اربابان خود يك يك ببر !

در مين عمر خود كن جستجو

كارهاي نيك و زشتت را بگو

حاليا عمر خودت كردي تباه

نامه اعمال تو گشته سياه

ما كه ماموران حق داوريم

نك تو را سوي جهنم مي بريم

ديگر آنجا عذر خواهي دير بود

دست وپايم بسته در زنجير بود

ناگهان الطاف حق آغاز شد

از جنان درهاي رحمت باز شد

مردي آمد از تبار آسمان

نور پيشانيش ،فوق كهكشان

چشمهايش زندگاني مي سرود

درد را از قلب انسان مي زدود

گيسوانش شط پرجوش و خروش

در ركابش قدسيان حلقه به گوش

صورتش خورشيد بود و غرق نور

جام چشمانش پر از شرب طهور

لب كه نه سرچشمه آب حيات

بين دستش كائنات و ممكنات

خاك پايش حسرت عرش برين

طره اي از گيسوش حبل المتين

بر سرش دستار سبزي بست بود

بر دلم مهرش عجب بنشسته بود

در قدوم آن نگار مه جبين

از جلال حضرت عشق آفرين

دو ملك سر را به زير انداختند

بال خود را فرش راهش ساختند

غرق حيرت داشتند اين زمزمه

آمده اين جا حسين فاطمه

صاحب روز قيامت آمده

گوييا بهر شفاعت آمده

سوي من آمد مرا شرمنده كرد

مهربانانه به رويم خنده كرد

گفت آزادش كنيد اين بنده را

خانه آبادش كنيد اين بنده را

اين كه اينجا اين چنين تنها شده

كام او با تربت من وا شده

مادرش او را به عشقم زاده است

گريه كرده ،بعد شيرش داده است

بارها بر من محبت كرده است

سينه اش را وقف هيئت كرده است

اينكه مي بينيددر شور است و شين

ذكر لالائيش بوده يا حسين

سينه چاك آل زهرا بوده است

چاي ريز مجلس ما بوده است

خويش را در سوز عشقم آب كرد

عكس من را بر دل خود قاب كرد

اسم من رازو نيازش بوده است

خاك من مهر نيازش بوده است

پرچم من را به دوشش مي كشيد

پا برهنه در عزايم مي دويد

اقتدا بر خواهرم زينب نمود

گاه مي شد صورتش بهرم كبود

بارها لعن اميه كرده است

خويش را وقف رقيه كرده است

تا به دنيا بوده از من دم زده

او غذاي روضه ام را هم زده

اين كه در پيش شما گرديده بد

جسم و جانش بوي روضه مي دهد

حرمت من را به دنيا پاس داشت

ارتباطي تنگ با عباس داشت

نذر عباسم به تن كرده كفن

روز تلسوعا شده سقاي من

گريه كرده چون براي اكبرم

با خود او را نزد زهرا مي برم

هر چه باشد او برايم بنده است

او بسوزد ،صاحبش شرمنده است

درمرامم نيست او تنها شود

باعث خوشحالي اعدا شود

در قيامت عطر و بويش مي دهم

پيش مردم آبرويش مي دهم

باز بالاتر ،به روز سرنوشت

مي شود همسايه من در بهشت

آري آري هر كه پا بست من است

نامه اعمال او دست من است

+چهارشنبه دهم بهمن 1386 سـاعت 14:50 به قلـم: زی زی
محرم 1429 ه ق

السلام علی الحسین و علی اولادالحسین و علی اصحاب الحسین (ع)

بر مشامم میرسد هر لحظه بوی کربلا

بر دلم ترسد بماند آرزوی کربلا

+چهارشنبه نوزدهم دی 1386 سـاعت 8:25 به قلـم: زی زی
عید غدیر خم

 

الحمدلله الذی جعلنا من المتمسکین بولایة امیرالمؤمنین والأئمة المعصومین علیهم السلام ./

خجسته عید سعید غدیر خم، عید امامت و ولایت، بر دل دادگان آستان هدایت و شیعیان رهرو سعادت مبارک و تهنیت باد.

خدمت دوستان عزیزم سلام .

من چند روز مسافرت بودم و نتونستم خدمت برسم و در ضمن رفتم زیارت حضرت شاه عبدالعظیم الحسنی (ع)و برای شما دوستان دعا کردم . و در زیر تعدادی عکس از آنجا براتون میذارم و امیدوارم لذت ببرید.

قسمت زنانه حرم حمزه ابن موسی الکاظم (ع)

قسمت مردانه حرم حضرت حمزه (ع)

حرم حضرت شاه عبدالعظیم الحسنی (ع)

حرم حضرت طاهرین زین العابدین (ع)

+دوشنبه دهم دی 1386 سـاعت 7:22 به قلـم: زی زی
سالروز ازدواج حضرت علی (ع)با حضرت فاطمه الزهرا(س)

ازدواج آسماني

 

در سال دوم هجري پيامبر (صلي الله غليه واله وسلم ) فاطمه را با امير مومنان علي

(عليه السلام )تزويج فرمود واين وصلت فرخنده براستي شايسته آنان بود زيرا به

تصريح پيشوايان معصوم مردي جز علي (عليه السلام ) نميتوانست كفو و همسر

 فاطمه(عليه السلام ) باشد .

 

ويژگيهاي اين ازدواج

 

اين از دواج كه بيانگر علو مقام آن دو گرامي است آنكه پيامبر

(صلي الله غليه واله وسلم ) خواستگاري بسياري از سران و اشراف قريش

 و عرب را نپذيرفت . و مي فرمود  >> ازدواج فاطمه به

 فرمان الهي بستگي دارد << و سرانجامكه علي

(عليه السلام ) به خواستگاري آمد ار او پذيرفت و فرمود  >> پيش از

 آمدن تو فرشته الهي به من خبر داد كه خداي متعال فرمان داده

است فاطمه (عليها السلام ) را با علي(عليه السلام ) تزويج نمائي <<

 آنگاه از امير مومنان علي (عليه السلام ) پرسيد : براي ازدواج چه

داري ؟ و علي (عليه السلام ) به عرض رساند كه جز يك زره و يك شمشير

 و يك شتر كه با آن آبكشي ميكرد چيز ديكري ندارد . و پيامبر

(صلي الله غليه واله وسلم ) از او خواست زره را بفروشد و با پول آن كه

حدود 500 درهم بود اثاث و جهيزيه بسيار ساده اي براي فاطمه

(عليها السلام ) خريداري شد , و نيز ضيافتي بر پا شد و مسلمين را اطعام

 نمودند و با شادي و سرور و همراه با دعاي پيامبر(صلي الله غليه واله وسلم

 فاطمه (عليها السلام )را به خانه علي (عليه السلام ) بردند./

هر گوشه از داستان اين ازدواج نوراني و آسماني براي پيروان راه پيامبر

(صلي الله غليه واله وسلم )  و اهل بيت(عليه السلام )  بيانگر تاييدات الهي و توجه

 خاص خداي متعال به خاندان نبوتو امامت است و در عين حال سادگي و

 نورانيت تعليمات اسلام را درمورد ازدواج آشكار مي سازد.

و اكنون فرازهاي جالبي از اين واقعه را مرور مي كنيم:

 

هنگاميكه علي(عليه السلام )  به خواستگاري آمد پيامبر(صلي الله غليه واله وسلم ) 

  فرمودند:

((پيش از تو مردان ديگري نيز فاطمه را خواستگاري كردند و در مورد

 هر يك به فاطمه سخن گفتم در چهره او بي ميلي و كراهت مشاهده

كردم، اينك همين جا بمان تا من باز گردم. آنگاه پيامبر(صلي الله غليه واله وسلم )

 نزد فاطمه رفت و خواستگاري علي(عليه السلام ) را به او خبر داد و فاطمه

 سكوت كرد ولي روي بر نگرداند. پيامبر برخاست و فرمود:((الله اكبر،

 سكوتش نشان رضايت اوست.))

مهريه ازدواج علي و فاطمه(عليها السلام ):يك زره بود كه فروخته شد و

 با بخشي از قيمت آن جهيزيه اي به شرح ذيل براي فاطمه خريداري نمودند:

يك پيراهن                                 يك عدد آسياي دستي

يك روسري بزرگ                       يك طشت مسي

يك حوله سياه خيبري                ظرفي چرمي

يك تخت خواب ريسماني           يك مشك براي آبكشي

دو عدد تشك كه يكي از پشم گوسفند و ديگري از ليف خرما پر شده بود                    

چهار عدد بالش                          يك آفتابه            

يك پرده پشمينه                         يك كاسه براي شير

يك قطعه حصير و بوريا               يك سبوي سبز فام 

چند كوزه ي سفالين

 

علي(عليه السلام )  نيز جهت ازدواج چيزهايي به اين شرح براي خانه خود تهيه كردند:

خانه را با مقداري شن نرم فرش كردند

چوبي ميان دو ديوار خانه نصب نمودند كه لباسها را بر آن بياويزند

يك پوست گوسفند و يك متكا_ كه از ليف خرما پر شده بود./

 

منبع: بانوي بانوان حضرت فاطمه(ع)

 

+یکشنبه هجدهم آذر 1386 سـاعت 8:13 به قلـم: زی زی


.. اللهم صل علي محمدوال محمد وعجل فرجهم ..